تبلیغات
آریایی
» جشن سپندار مذگان ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 )
» سخنان زیبای کوروش بزرگ ( چهارشنبه 19 بهمن 1390 )
» آموزه‌های اشوزرتشت و دموكراسی كوروش ( چهارشنبه 19 بهمن 1390 )
» حذف سلسله های پادشاهی از کتابهای درسی ایران ( چهارشنبه 19 بهمن 1390 )
» نامه معاویه درباره ی ایرانیان ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )
» نماز در دین زرتشت ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )
» زندگی در دوران هخامنشیان ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )
» عدد پی در ساخت تخت جمشید ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )
» اشکانیان ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )
» زندگی نامه کوروش کبیر ( جمعه 6 آبان 1390 )
» جشن آبریزان ( دوشنبه 17 مرداد 1390 )
» زندگی نامه آریو برزن ( یکشنبه 19 تیر 1390 )
» وصیت نامه داریوش بزرگ ( چهارشنبه 15 تیر 1390 )
» سخنی از داریوش بزرگ ( چهارشنبه 15 تیر 1390 )
» کتاب هایی درباره ی هخامنشیان ( شنبه 11 تیر 1390 )

چهار شنبه سوری



چهارشنبه سوری


یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.



چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.


مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد.



مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.





ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.





در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد."



"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم."



"بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یك شنبه و دوشنبه و ........نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است.




"سور "در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است





مراسم چهارشنبه سوری



بوته افروزی

در ایران رسم است كه پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را كه از پیش فراهم كرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم تاریك شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند.

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای كلیه جاردنده ، بده مراد بنده



خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"

هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گوید كه از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یك سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانكار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاكی را از محیط زیست دور و پاك می سازند. برای این كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.



مراسم كوزه شكنی

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و یكی سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالین می اندازند و هر یك از افراد خانواده یك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند.



همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت



فال گوش نشینی

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می كنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیك و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتكردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.



قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.



آش چهارشنبه سوری

خانواده هایی كه بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندكی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می كردند.



تقسیم آجیل چهارشنبه سوری

زنانی كه نذر و نیازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله می خریدند و پاك می كردند و میان خویش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.



گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های خطرناك خراب نكنند

مراسم دیگری مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسماتجشن چهارشنبه‌سوری روز خاصی برای آتش‌افروزی و پریدن از روی آتش است. غروب آخرین سه‌شنبة سال یا همان شبِ آخرین چهارشنبة سال موعدی است كه در آن همه برای برپایی این جشن به تكاپو می‌افتند.

.به نظر می‌رسد روشن كردن آتش به آیین زرتشتی برمی‌گردد اما دكتر نیك‌نام می‌گوید: «چهارشنبه‌سوری رسم زرتشتی‌ها نیست. اصلاً زرتشتی‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه‌سوری در كار باشد.» آذرمیدخت مزداپور نیز می‌گوید: «ما فقط برای همراهی با دوستان و هم‌محلی‌ها از روی آتش می‌پریم و این روز را جشن می‌گیریم. معمولاً این روز مراسم اوستاخوانی در خانه‌های زرتشتیان برقرار است و هفت نوع میوة خشك مثل كشمش، انجیر، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان می‌دهند.»

هفت میوة خشك زرتشتی‌ها شباهت زیادی به آجیل چهارشنبه‌سوری دارد كه خوردنش در این شب واجب است. در بسیاری از شهرها آش ترشی هم به نام این شب با چند نوع سبزی درست می‌شود.

چهارشنبه‌سوری هم روز پُركاری برای زنان است و هم رسم‌هایی دارد كه مختص زنان است. فال‌گوش ایستادن یكی از این رسم‌هاست كه در آن چند زن یا دختر جوان نیت‌هایی می‌كنند، پشت دیواری می‌ایستند و به حرف‌های رهگذران گوش می‌دهند و سپس با تفسیرِ حرف‌هایی كه می‌شنوند پاسخ نیت خود را می‌گیرند. رسم دیگرْ قاشق‌زنی است. به این ترتیب كه زنان و حتی پسران جوان چادری به سر می‌كنند، روی خود را می‌گیرند و به در خانة همسایه‌ها و دوستان می‌روند. صاحبخانه از سر و صدای قاشق‌هایی كه به كاسه می‌خورد، در خانه را باز می‌كند و آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شكلات، نقل و حتی پول به كاسة آنها می‌ریزد.

چهارشنبه‌سوری برای پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشی است. در روستاهای لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هایشان را بیرون می‌آورند و نمایشی اجرا می‌كنند. در شهرهای دیگر، پسران برای ایجاد هیاهو دست به ابتكارهای عجیب و غریب می‌زنند. در بعضی جاها كوزه‌های گلی را با باروت پر می‌كنند و روی آن را می‌كوبند تا سفت شود، بعد سپس فتیله‌ای در كوزه می‌گذارند و با آتش زدن فتیله این‌طور به نظر می‌رسد كه از كوزه آتش بیرون می‌زند. یا ممكن است موشك‌هایی از كاغذهای براق در مدل‌های مختلف درست كنند و در آن باروت بریزند و روی پشت‌بام‌ها فتیله‌اش را آتش بزنند و به هوا بیندازند.

در بسیاری از نقاط ایران، اعتقاد بر این است كه باید چهارشنبه‌سوری از خانه بیرون رفت و همراه بقیة مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جدید سالی شاد و پر از موفقیت باشد.

چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف تهران

در تهران قدیم، بوته‌های خشك را از بیابان‌های اطراف جمع می‌كردند و با شتر به شهر می‌آوردند و در محلات مختلف می‌چرخاندند. پس از غروب خورشید، بوته‌های خشك و اسباب و اثاثیة كهنه و شكسته‌ای را كه پس از خانه‌تكانی بیرون گذاشته شده بود جمع می‌كردند و با آنها آتشی درست می‌كردند كه همه باید از روی آن می‌پریدند و می‌خواندند: «سرخی تو از من، زردی من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌های دستی كه نوجوانان امروزی می‌سازند و با انفجار آنها شیشه‌های ساختمان‌ها به لرزه می‌افتد، خبری نبود.

شیراز

در شیراز به دو شب چهارشنبه‌سوری گفته می‌شود: یكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال) و دیگری چهارشنبه آخر ماه صفر.

با توجه به ارادتی كه شیرازیان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوری دور هم جمع شده و از دیوان حافظ فال می‌گیرند.

شیرازیان چهارشنبه آخر سال را همانند دیگر شهرهای كشور چهارشنبه سوری می‌گویند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و یا سه كپه خار تهیه می‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش می‌پرند و می‌گویند: زردی من از تو ، سرخی تو از من.

در قدیم برخی از زنان و دختران شیراز به سعدیه رفته و د‌ر آب حوض ماهی آب‌تنی می‌كنند و با جام دعا و چهل كلید آب به سر می‌كنند. این كار هم به خاطر سلامتی و هم به خاطر مهدگرمی انجام می‌شود.

همچنین رسم است كه دختران دم بخت در این شب برای بخت گشایی به زیارت حضرت احمد بن موسی شاه‌چراغ (ع) می‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌های واجب‌التكریم است. مردم شیراز نیز به شاه چراغ علاقه زیادی دارند و شب زیارتی شاه چراغ شب جمعه می‌باشد.

فال گوش ایستادن در چهارشنبه سوری نیز نزد زنان شیرازی مرسوم است و زنی كه بخواهد فال گوش بایستد چادر سر كرده، نیت می‌كند و در گوشه‌ای در كوچه می‌ایستد و بر اساس گفته عابران تفأل می‌زند. اگر گفته را مطابق میلش دید، خود را به مراد رسیده می‌داند.

رسم است كه بعضی از زنان برای برآورده شدن حاجت در زیر منبر مسجد جامع شیراز حلوا درست می‌كنند. به این منبر، مرتضی علی می‌گویند. از جمله مراسم دیگری كه شیرازیان دارند پخت آشی است به نام “آش ابودردا”؛ بعضی معتقدند كه وسایل اولیه این آش باید حتما از راه گدایی تأمین شود. این آش را هم به خاطر درمان بیماری و هم به خاطر بخت گشایی می‌پزند.

در شب چهارشنبه سوری در شیراز رسم است كه دختران دم بخت ابریشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغی را وامی‌دارند كه ابریشم را باز كند به این نیت كه گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شیراز دخترهای بخت بسته به محل معروفی به نام “خانه سید ابوتراب” كه در داخل شهر در كوچه “شیشه‌گرها” واقع شده است می‌روند و زیر درخت كهنسالی كه در آن خانه وجود دارد حلوا می‌پزند و بین فقرا تقسیم می‌كنند و از صاحب آن خانه یعنی “سید ابوتراب” كه گویا سید بزرگواری بوده و ششصد سال قبل از این می‌زیسته و صاحب كرامت بوده حاجت می‌خواهند.
در این شب شیرازیان “بوخوش اسفند” را در آتش می‌ریزند كه خانه را معطر كند. بوی “بوخوش” خاصیت گندزدایی هم دارد و از گذشته‌های دور مورد توجه مردم بوده است.

ازجمله خوردنی‌هایی كه شب چهارشنبه سوری شیرازی‌ها میل می‌كنند آجیل چهارشنبه سوری است كه بدان آجیل شیرین هم می‌گویند. این آجیل مخلوطی است از كشمش، نخودچی، مغز بادام، مغز گردو، انجیر،‌ مویز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك یا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعی خرمای خشك) و قیسی.

در شیراز به دو شب چهارشنبه سوری گفته می‌شود یكی چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و دیگری چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمی به عمل می‌آید كه كاملاشبیه به هم است؛ ولی در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر می‌باشد.

مردان و زنان شیراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدی (آبی كه از قنات ‌آرامگاه سعدی یا حوض ماهی جریان دارد) شست‌وشو كنند، تا سال دیگر بیمار نمی‌شوند. از این رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غریبی در اطراف جدول مزبور دیده می‌شود.

گیلان

در آخرین سه‌شنبه سال، در گیلان هم مانند سایر استان‌ها آیین‌های خاصی اجرا می‌شود.

در شب چهارشنبه‌سوری، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما باید در خانه باشد.

اسپند و كندر را دود می‌كنند، گلاب را به صورت خود می‌زنند و شمع را به نیت روشنایی روشن می‌كنند..
گیلانی‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوری را صبح چهارشنبه پای درخت‌ها می‌ریزند و معتقدند كه درخت ها بارور می‌شوند و كسانی كه قصد زیارت اماكن متبركه را دارند به نیت سفر از خانه خارج می‌شوند.

آجیل مخصوص چهارشنبه سوری هم كه در همه جای ایران مرسوم است، فسلفه عمیقی دارد. اجزاء این آجیل رنگارنگ و زیبا همه از دانه‌های خودردنی و رستنی‌هایی است كه بیش از هزاران سال پیش از زمین و طبیعت می‌گیرد. در واقع مجموعه آجیل چهارشنبه سوری طبقی است آراسته از هدایا و دهش‌های خاك كه رابطه انسان و طبیعت را تایید و تاكید می‌كند.

در بسیاری از ایل‌ها و نیز در نقاط كوهستانی ایران از جمله دهكده‌های كوهستانی گیلان و مازندران كه به آداب و سنن ایرانیان باستان دلبستگی بیشتری دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه برگزار می‌كنند. دور ریختن وسیله‌های كهنه و فرسوده زندگی در قریب باتفاق مناطق ایران معمول است. رسم كوزه شكستن یا كوزه پرت كردن به كوچه به نیت دور كردن بلا در همه ایران عمومیت دارد.

در گیلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوری با جارو می‌زنند و از خانه بیرون می‌اندازند به این امید كه تا سال بعد ازدواج كنند.

مازندران

رسم چهارشنبه‌سوری در مازندران با برپایی هفت بوته‌ی آتش به نشانه‌ی هفت فرشته و امشاسپند اجرا می‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهیركننده است و بدی و مرگ را می‌سوزاند.

مردم مازندران سرخی آتش را نشانه‌ی سلامت و گرمایش را زندگی بخش می‌دانند.

مردم در هنگام پریدن از آتش با این عبارت‌ها با آتش سخن می‌گویند: ”زردی من از تو، سرخی تو از من، سرخی آتش مال ما، زردی ما مال شما، چهارشنبه‌سوری می‌كنیم، سینه بلوری می‌كنیم. گل چهارشنبه سوری، درد و بلا رو ببری” سپس آش “چهل گیاه” می‌پزند كه دوا و درمان است. صدای برخورد قاشق و كاسه نیز نشان دهنده‌ی شروع مراسم قاشق‌زنی است و دختر و پسر با پوشیدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زنی می‌كنند و می‌گویند: ”ای اهل محل، اهل در این منزل شگون امشب است، هدیه بریزید داخل پیمانه و كاسه”.

وی ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها می‌روند و در پشت پنجره یا دكه‌ی كسب فال گوش می‌ایستند تا ببینند پدری با دخترش چه می‌گوید، آن سخن را به فال خوب یا بد ازدواج خود تعبیر می‌كنند.

استان مرکزی

یكی از آیین‌های ایرانی كه سالیان بسیار طولانی در قلمرو فرهنگی ایران برگزار شده است، آیین چهارشنبه‌سوری است؛ به عبارت دیگر گستره برگزاری جشن چهارشنبه‌سوری، حوزه حضور فرهنگ ایرانی را نشان می‌دهد.

در بسیاری از روستاهای استان مركزی رسم بر این است كه جوانانی كه نامزد دارند از روی بام خانه دختر، شال خود را پایین می‌اندازند و دختران در گوشه شال، شیرینی و تخمه می‌پیچند. این رسم را شال‌اندازی می‌گویند. از دیگر رسم‌های چهارشنبه سوری، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبیده و در پشت در نهان می‌شوند و صاحبخانه نیز تخم‌مرغ یا تنقلاتی داخل كاسه می‌گذارد.

آشتیان

در آشتیان از توابع استان مركزی، مرسوم است كه كوزه‌ای خالی را از بالای بام در شب چهارشنبه سوری به پایین می‌اندازند. اهالی این كار را به این نیت انجام می‌دهند كه قضا و بلای خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بیرون برود.
از دیگر رسم‌هایی كه در شب چهارشنبه سوری در آشتیان مرسوم است، رسم قاشق زنی است كه در این رسم عمدتا دختران، چادری به سر كرده و بر در خانه اهالی محل رفته و با قاشق به كاسه می‌كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب می‌داند، به آنها آجیل و شیرینی‌ می‌دهد.
فالگوش ایستادن به وسیله دختران دم بخت نیز در غروب چهارشنبه سوری بین اهالی آشتیان مرسوم است.

آذربایجان

خرید چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت‌های قدیمی مردم تبریز در این روز محسوب می‌شود.
كودكان نیز چهارشنبه سوری را به خاطر ترقه‌ها، آتش ‌افروختن‌ها و خریدهایش دوست دارند. چرا كه بخشی از خرید سنتی این روز مخصوص كودكان می‌باشد و مردم برای بچه‌های خود اسباب‌بازی می‌خرند. پسربچه‌ها به خرید (ماشون) ماشین اسباب‌بازی و تفنگ علاقه زیادی نشان می‌دهند و اكثر دختر بچه‌ها اسباب بازی چهارشنبه آخر سال را “قولچاخ” یعنی عروسك می‌خرند.
خانم‌های خانه‌دار هم به خرید “آینا” و “دراخ” (یعنی آیینه و شانه) و همچنین “سوپورگه” (یعنی جارو) می‌پردازند و می‌خواهند سال جدید را با آیینه و جارو و شانه جدید آغاز كنند.

خرید آجیل چهارشنبه سوری از دیگر بخش‌های خرید سنتی این روز در تبریز می‌باشد. شهر تبریز كه به خاطر آجیل‌های متنوع و مرغوبش شهره است، برای این روز سنتی نیز آجیل مخصوص را دارد.
«شال ساللاماق» یا «باجالئق» از جمله سنت‌های قدیمی آذربایجانی‌ها در چهارشنبه‌ی آخر سال محسوب می‌شود. برخی از جوانان و نوجوانان آذربایجانی با برداشتن شال یا توبره‌ای در چهارشنبه سوری خود را برای اجرای این رسم قدیمی آماده می‌كنند و اغلب با تاریكی هوا به خانه‌ی دوست و آشنا و فامیل و حتی دیگران می‌روند و شال خود را آویزان می‌كنند؛ به طوریكه دیده نشوند.
در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دریچه‌ای برای تهویه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آویزان می‌شد؛ تا صاحبخانه هدیه‌ای را در آن بپیچد. اما امروزه این رسم حالتی دیگر یافته است. برای مثال در را می‌كوبند و وقتی صاحبخانه در را باز كرد بدون دیده شدن بخشی از شال را به داخل خانه در حالیكه‌ی گوشه‌ی شال را در دست دارند، در را به روی صاحب‌خانه می‌بندند و بعد از گرفتن هدیه شال را برداشته فرار می‌كنند.

هدیه‌ گذاشته شده در داخل شال می‌تواند چیزهای مختلفی باشد كه از آن جمله می‌توان به انواع شیرینی و آجیل چهارشنبه سوری و میوه و ... اشاره كرد.
در شب چهارشنبه گروهی از جوانان در كوچه‌ها یا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش می‌كنند و سپس از روی آن پریده و می‌گویند
”اتیل باتیل چارشنبه
بختیم آچیل چارشنبه
باش آغدیم دیش آغدیم
بوردا قالسین”

در همین شب گروهی از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها یا كنار پنجره‌ها به فال گوش ایستاده و بعضی نیز بر سر چهار راه ها می‌ایستند تا به صحبت‌های عابرین گوش داده و نیت و حاجت خود را با توجه به گفته‌های آن‌ها تفسیر و تعبیر نمایند.
صبح روز چهارشنبه دم دمای طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه‌سازها رفته و ضمن شادی و تركاندن ترقه سه یا هفت بار از روی آب می‌پرند و برای خود در سال جدید آرزوی سلامتی می‌كنند.
وی ادامه داد: گروهی نیز با اعتقاد بر این كه آب‌ها هنگام تحویل سال از نو متولد می‌شوند، كوزه‌های كهنه خود را شكسته و كوزه‌های تازه را با آب پر می‌كنند تا بعدا در سال جدید به كنج اتاق‌ها بپاشند یا در مشك بریزند یا چایی دم كنند و به این ترتیب ضمن دور كردن قضا و قدر الهی برای آنها در سال جدید مایه بركت باشد.






ادامه مطلب...

 

پیج رنک گوگل

پیج رنک